تبليغاتX
منم تنهاترین تنهای تنهاییها

میدانم که  نفسهایت هنوز هق هق را نوازش می کند

  اما  برای من نفسی نمانده است

 و نه بغضی بر گلویی

 و نه زخمی بر سینه ای .

بر من هیچ خواهد ماند

 و قلبم نیز به احترام تو از تپش خواهد ایستاد .

+ نوشته شده در شنبه چهاردهم شهریور 1388ساعت 12:38 بعد از ظهر توسط آ میرز جواد آقا |