تبليغاتX
منم تنهاترین تنهای تنهاییها

سلام .  وبلاگم ۴ ساله شد و خودم در عرصه وبلاگ نویسی ۹ ساله شدم !

امیدوارم بتونم تا جایی که در حد توانم هست ادامه بدم ! البته اگه شما

دوست داشته باشید .

+ نوشته شده در دوشنبه بیست و ششم مرداد 1388ساعت 8:30 قبل از ظهر توسط آ میرز جواد آقا |


شيشه اي مي شكند...
يك نفر مي پرسد...
چرا شيشه شكست؟
مادر مي گويد...
شايد اين رفع بلاست.
يك نفر زمزمه كرد...
باد سرد وحشي مثل يك كودك شيطان آمد شيشه ي پنجره را زود شكست.
كاش امشب كه دلم مثل آن شيشه ي مغرور شكست،
عابري خنده كنان مي آمد...
تكه اي از آن را برمي داشت
مرهمي بر دل تنگم مي شد...
اما امشب هيچ كس هيچ نگفت
غصه ام را نشنيد...
از خودم مي پرسم
آيا ارزش قلب من از شيشه ي پنجره هم كمتر است؟
دل من سخت شكست اما،
هيچ كس هيچ نگفت !!

تنهاترین

+ نوشته شده در دوشنبه بیست و ششم مرداد 1388ساعت 7:47 قبل از ظهر توسط آ میرز جواد آقا |