تبليغاتX
منم تنهاترین تنهای تنهاییها
اي آشناها ، من غريبه ام
حواستان باشد از مقابل كوچه پس كوچهء غبار گرفتهء دلم كه مي گذريد صداي گامهايتان آرامش خيال غريبانه ام را بر هم نزند. مواظب باشيدخاك هياهوي آشنا بودنتان سطح صاف آب حوض دلم را كدر نكند. آخر مي دانيدآب حوض دل من فيروزه اي ست ، سنگفرش كوچه هاي دلم ، ديوارهايش ، سقفش ، هوايش ، همه و همه از جنس فيروزه است.
من سكوت فيروزه اي را به اندازهءتمام تنهاييهايم دوست دارم.
بگذاريد با غربتم آشنا باشم.ميان من و غربت فيروزه اي مرا بر هم نزنيد . بگذاريد رنگ هواي دلم فيروزه اي باقي بماند ، اخم به صورتتان نياوريد دل من ميشكند بگذاريد تنها و فيروزه اي باشم.......

 

+ نوشته شده در پنجشنبه چهاردهم اردیبهشت 1385ساعت 6:33 بعد از ظهر توسط آ میرز جواد آقا |